دوستت دارم
هوالمسرور
امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم
و تقدیم تو كنم
گرچه كه یقیین دارم كه می دانی
نه تنها اشعارم
كه تمام هستی ام
وجودم
تقدیم به توست
تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی
وقتی اولین سلام
نخستین دیدار
ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم
آن زمان كه با نگاهی معصومانه
با لبخندی كودكانه
و با صداقتی شاعرانه
دستهایم را فشردی
و آن زمان را كه شوق هر روز دیدنم
و هر روز دیدنت
آرامم می كرد ...
آه ! افسوس كه چه زود گذشت !
باور می كنی ؟
باور كن كه لحظه لحظه اندیشیدن به تو
حتی با اینهمه فاصله و درد
خون زندگی ، عشق به زندگی ، عشق به بودن را در رگهایم به جوش می آورد!
باور كن كه هنوز هم دوست دارم
كودكانه
بی پروا
صادقانه
عاشقانه
دیوانه وار
بگویم
دوستت دارم
بگویم از ازل تا به ابد
عاشقانه و دیوانه وار
دوستت دارم
گرچه گفتن و شنیدنش را از من دریغ می كنی
می هراسی
می گریزی
اما من هنوز هم
دوست دارم كه بگویم
دوستت دارم !
با بزرگان
هوالمسرور
خدایا! مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تاپیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری درباره آن قضاوت نکنم.
خدایا! این کلام مقدسی را که به "روسو" الهام کردهای هرگز از یاد من مبر که : من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم!"
خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که؛ عشق از زندگی کردن بهتر است ، و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق نیز برتر است!
من آرزو میکنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که سلیمان کتانی؛ طبیب مسیحی شناسانده است و علی را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصیف میکند و اهل بیت را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشیش رسمی کلیسا ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آنچنان که ردنسن محقق یهودی میبیند؛ بفهمد
خدایا! جامعهام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفابخش ، تا به زندگی و واقعیت بازگردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم
خدایا! این آیه را که بر زبان داستایوسکی راندهای بر دلهای روشنفکران فرود آر که :"اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است." جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست.
خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا! آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه یقینهایی را که در من نقش کردهاند، بسوزد و آنگاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا! مرا از نکبت دوستیها و دشمنیهای ارواح حقیر در پناه روحهای پرشکوه چون علی و دلهای زیبای همه قرنها از گیلگمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضاة و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.
خدایا! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمقها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا میکند.
خدایا! بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهاییام بیفزای.
مگذارکه " دینم" در پس "وجهه دینیام" دفن شود و مگذارکه آنچه را حق میدانم، به خاطر آنکه بد میدانند کتمان کنم.

شیرینی قبولی
سلام سلام به سپیده و دوستاش
مدتی بود نبودم ( لازم بود نباشم )
حالا هم اومدم ... شاید بازم بیام ، شاید هم نیام .
آقا نیما نذاره به حساب اینكه خودمو می گیرم .
چون دانشگاه قبول شدن فكر نكنم چیزی باشه كه باعث بشه یكی خودشو بگیره .
شاید هم باعث بشه .
اولش كلاس داره اما بعد عادی میشه .
بستگی به افراد داره . امیدوارم من جزء اون دسته نباشم .
غرض از مزاحم شدن
آقا نیما شیرینی خواسته بود ، ما هم گوش كردیم .
( اگه نیما هم نمی گفت بازم شیرینی می دادم )
بفرمایید میل كنید
زندگیتون همیشه شیرین باشه
سال بعد ، همین موقع ، شیرینی مهندسی محیا رو بخوریم ایشالله
دیگه جمع مهندسای آلیك جمع میشه
یاد بگیریم.....
"نیکوست که قدرتمند باشی و پر توان،اما نیکوتر ان است که دوستت بدارند" یاد بگیریم و به یاد بیاریم چیزهای کوچیکی رو که میتونه زندگیه همه ی ما رو تغییر بده

یاد بگیریم که التیام زخم روح به اندازه ی زخم جسم مهم است
یاد بگیریم که ادمی همان چیزی را باور میکند که پیوسته به خود میگوید

یاد بگیریم واقعیت چیزی است که هست نه ان چیزی که ما میخواهیم

یاد بگیریم که ناتوانی از ماست نه از قدرت مسا له ای که پیش روی ما قرار دارد

یاد بگیریم که حضورمان پیوسته تغییر مثبتی در زندگی دیگران ایجاد کند حتی با یک سلام صمیمانه
یاد بگیریم که هر چه اعمال و گفتار یکی نا خوشایندتر باشد به عشق بیشتری نیاز دارد

یاد بگیریم که یک بچه اگر انقدر بزرگ شده که بتواند دوست بدارد انقدر بزرگ شده که بتواند غصه بخورد

و یاد بگیریم بیشتر از انکه به ساعت خود نگاه کنیم ،همدیگر را ببینیم شاید این اخرین
لحظه ی دیدن من و تو باشد

زیر باران باید رفت
ماه رسول خدا(ص) ماه شعبان
هو المسرور
امشب شب چشم،شب چشم نگار
دلهای اسیر دوتا چشماش بی شماره
سلام
امروز اول شعبان ماهی که ماه شادی و عشق و برآورده شدن حاجت هاست
فردا همه به عشق حسین و به یاد لبهای تشنه او روزه میگیرند
در این ماه همه به عشق عباس بن علی سعی می کنند متفاوت باشد
در این ماه به یاد سید الساجدین سعی میکنند نمازهاشون و یه جور دیگه بخونند.
وآخرین رخداد بزرگ این ماه تولد منجی عالم یعنی حضرت مهدی که جان عالمیان به فدای او.
چقدر شیرین همدلی بخاطر چراغونی کردن کوچه ها
ایستگاههای صلواتی فقط به عشق ظهور.
کاش بتونیم دلامون رو هم چراغونی کنیم
کاش همه ماه ها مثل شعبان بود پر از شادی،یکرنگی وهمدلی
سعی کن تو این ماه هرچی میخوای از خدا بخواه.اما شرط داره:
اول این که دلت و خالص کنی(بی شیله پیله)
دوم این دلت و از کینه و خصومت و دشمنی خالی کنی
سوم این که اول برای همسایه،دوستان و رفیقات دعا کنی بعدش برای خودت.
موفق باشی!
یا عـــــــــــلی
الــلهـــم عــجـــل لـــولـــیک الـــفــــرج

دلتنگی
هو المسرور
سلام
خوبین؟
این چند روزه اصلا نرسیدم بشینم پای اینترنت
بگذریم....
نمیدونم تا حالا دلتنگ کسی شدین یا نه؟
یا اینکه بخواین کسی و ببینید ولی نتونید اون رو ببینید!
خیلی سخته اینطور نیست
به نظر من دلتنگی یه سوالیه که هیچکس نمی تونه براش جوابی پیدا کنه
چون دلتنگی مثل غروب عصر روز جمعه-س که دلت با دیدن این صحنه میخواد بترکه حتی حاضری این ساعت چشمات این لحظات و نبینند یا اصلا تو دنیا نباشی.
دلتنگی با انتظار کشیدن فرق شون از زمین تا آسمون.
چون در انتظار مطمئنی این انتظار دیر یا زود تموم میشه و معشوق همه از راه خواهد رسید
اما در دلتنگی باید بشینی تو گوشه اتاق آروم،آروم گریه کنی!!!، مبادا کسی اشکات وببینه، حسرت از دست دادن اون رو بخوری به خودت بگی الان که من بهش احتیاج دارم چرا در کنارم نیست
تا کی باید به آلبوم عکسا نگاه کرد
تا کی باید به دفاتر خاطرات دلخوش بود
تا کی باید به دیگران بفهمونی من میخوام با یادش زندگی کنم
خیلی سخته پابست بودن به این عهد
دلتنگی ها مثل ابرهای در حال حرکتند باید بشینی تو ذهنت خاطرات حرکت بدی دلخوشیتم به همین باشه که کسی دوست داشتی و الانم هم دوسش داری حاضر به هیچ قیمتی از دستش بدی این خاطرات و.
و در آخر
یه جا یه جمله ای و دیدم که به نظرم خیلی قشنگ بود :
کاش میشد سرنوشت را از سر _ نوشت
ای کاش می شد.
راستی
شما نظرتون در مورد دلتنگی چیه؟

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
هو المسرور
که بودآمد و رفت و کسی نفهمیدش
چه کرد او که بشر چون خدا پرسدیدش
چه کرد وصله های آن گیوه های پاره ی او
فلک ندید کسی را به گرد تقلیدش
خدا که گفت علی هست سوره اخلاص
خدا که گفت علی هست عین توحیدش
چو دید مزه او را کسی نمی فهمد
به شاخسار زمین دست برده و چیدش
خلاصه خسته شد از نور او دل خفاش
علی الصباح پلیدی شکست خورشیدش
به آسمان نکند حذف شهره آبتری
همین که هست زمین را ابوتراب ترین
روز پدر و تولد آن اسوه عدالت پیشاپیش مبارک باد

گوش کن دوست خوبم
گوش کن دوست خوبم
گوش کن
به حرفهای این دل کوچک من هر چند وقت نیست اما گوش کن
آری گلم، درد و دلهایم از بی کسی است پس لحظه ای هر چند کم اما گوش کن
گاهی اوقات دلم هوس چه چیزایی می کنه
بعضی وقتا دلم به یاد چه کسایی می افته
جالبه ، شایدم خنده دار، نه اصلاً بیشتر گریه داره
می خوای بخندی بجاش اشکت در می یاد
می خوای گریه کنی ولی مجبوری که بخندی آخه خندت نمی یاد
چه صبورم من
چه صبوری تو
و چه سخت و شکننده
محزون با لبهایی بسته
از این شگفتی زمان مات موندم
و تو چرا این همه سردی
و من چرا هنوز مشتاق
سردیت مثل یخه
نه مثل برفه
نه اصلاً مثل خود سرمای آزار دهنده چله زمستونه
و من مثل یک بذر توی چله زمستون جوونه زدم
از کجا باید می دونستم که چه فصلی یا چه هوایی
طفلکی دلم چه خوش بود به همه چیزای این دنیا
آخ قربون بعضیا که به آدم می گن الکی خوش
راست می گن به خدا
دیگه کاشکی و شاید و اما هیچ اثری نداره
یه روزی بالاخره باید جوونه بزنی
ولی کجا و کی این مهمه
اگه عجله نداشته باشی خیلی خوبه
ولی اگه مثل من عجول باشی و دست و پات و گم کنی ، اونوقت سرگذشتت می
شه...؟
آخه پس جای صبوری چی می شه؟
نه هیچ کس نیست که بهمون بگه بالاخره تکلیفمون چی می شه؟
من می دوم از پی تو
تو می دویی از پی او
و همه داریم دنیال همدیگه می کنیم
مثل بازی احمقانه بچگی ها
می دونی چرا احمقانه است
چون وقتی بچه گیامون یاد گرفتیم تا می تونیم دنیال هم بدوییم و قایم بشیم که
کسی ما رو پیدا نکنه و بگیره
شد بازی واقعی وقتی که بزرگ شدیم
حالا دیگه لذت بچگی ها رو نداره
حالا دیگه خیلی خیلی تلخ شده
آخ خدا جون کاش می شد که یه روزی حداقل یه روز
همه وایسیم
اونوقت شاید همه همدیگه رو پیدا می کردیم
وای چه کیفی داشت
آره تو خودت می دونی که چقدر دلای کوچیک ما برای همدیگه تنگ می شه
آخ چه کیفی داره دلتنگی
و چه کیفی داره وقتی دلتنگیت تموم می شه
اما خیلی وقته که خسته ام
دیگه حوصله ای واسه قایم موشک بازی و دلتنگی و خیلی چیزای دیگه ندارم!!!
فقط می خوام کنارم باشی
می خوام پیشم بمونی برای همیشه
همیشه یعنی همیشه
یعنی همه جا
یعنی تا ابد
وای که چقدر قصه ها و غصه هامون زیاده
و چه قدر حرف داریم واسه گفتن
اما همیشه یه جایی تویی درد و دلامون کم می یاریم
واسه اینه که درد و غصه هامون هیچ وقت تموم تموم نمی شه
منم الان کم آوردم
دلم می خواد تا ته دنیا درد و دل کنم
اما نمی شه
اما نمی یاد
یکی داره از اون دور دورا بهم می خنده
صدای خنده هاش رو و صدای گریه هام رو خوب می شنوم
اینجا دیگه آخر تموم حرفای امروزمه
واسه فردا درد و دلای تازه دارم
به حرفام گوش می کنی؟

چه بد زمونه ای شده !!!!
شراب تلخ می خوام که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
خداوند انسان را آفرید و انسان کتاب قطور توجیح را.
تبلیغات