تبلیغات
سپیده و دوستاش - شاید دوباره...
دوشنبه 17 اردیبهشت 1386

شاید دوباره...

   نوشته شده توسط: نیما    نوع مطلب :عاطفی ،

هو المسرور
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگرنه همسایه هم نبودیم و نه همسایه خدا. ما گم شدیم و خدا را گم کردیم ...........
دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانم چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند: از قلب تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا.
بلند شو ، از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.

 شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.


gatesjrqhvgiknu.snack.ws
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:48 ب.ظ
We stumbled over here from a different web page and
thought I might check things out. I like what I see so now i am
following you. Look forward to finding out about your web page yet again.
شیدا
دوشنبه 17 اردیبهشت 1386 11:05 ق.ظ
آری
آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان نیندیشم كه همین دوست داشتن زیباست
خیلی خوشحالم برگشتی
امیدوارم بتونی گمشده ات رو پیدا كنی و دوباره با عشق آغاز كنی
خواهركوچكت شیدا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر